دلنوشته ای از کارگران شریف شرکت فولاد خوزستان
دلنوشته ای از کارگران شریف شرکت فولاد خوزستان شروع جنایت به میهن از دبستان بود. جایی که نوگلان فارغ از هرچیز و هرکجا با معلم درس ایران زیبا را تکرار میکردند. سرشان به درس خواندن گرم بود و همهی دلخوشیشان دویدن زنگ تفریح بود و زنگ آخری که بعدش مامان و بابا جلوی مدرسه منتظر




